برای بستن ESC را بزنید

روندهای مهم زندگی من در سال ۱۴۰۰

نوید 6 163

اگر بخواهم روراست باشم، بخشی از مطالب و چیزهایی که روی وبلاگ می‌گذارم را نه به هدف اشتراک با بقیه، بلکه برای دسترسی راحت‌تر خودم منتشر می‌کنم. چون که همیشه متن‌ها، عکس‌ها و موسیقی‌های اینجا در‌دسترس‌تر از چیزهایی هستند که در کامپیوتر نگه می‌دارم. با این حال فکر می‌کنم خواندن این گزارش کوتاه برای بقیه درس عبرت خوبی باشد. من هم مثل خیلی‌ها آخر سال (یا اوایل سال جدید)، سالی که گذشت را با خود مرور می‌کنم. فکر کنم میل ذهن ما به برجسته‌کردن شروع…

ادامه مطلب

پیدا کردن جای خود بین آدم‌ها

نوید 4 103

زندگی پر است از انواع غبطه‌ها، حسرت‌ها و غصه‌ها. حس من این است که حسرت‌های مادی را راحت‌تر از چیزهای معنوی می‌توان جبران کرد. بالاخره در نهایت، PS5 می‌تواند حسرتِ PS4 نداشتۀ ما را ارضا کند. با این وجود، حتی اگر کسانی بهتر از قبلی‌ها پیدا کنید، نمی‌توانید بگویید این هم دقیقاً همان است، فقط کمی بهتر. «این همان دوست است، یک مدل بالاتر.» احتمالاً برای شما هم بارها پیش آمده که در جایی، جمعی، شرایطی قرار گرفته باشید، و خودتان را اضافه یا نامناسب…

ادامه مطلب

نگاه‌به‌عقب|Hindsight & Retrospect

نوید 0 102

یکی از کلمات مورد علاقه من در زبان انگلیسی، hindsight است. تا به حال دوبار در این وبلاگ از آن استفاده کردم. در دربارۀ من و در پست مربوط به کنکور. اما در نوشته‌های شخصی و افکارم زیاد به این کلمه برمی‌خورم (دقت کنید، که گفتم برمی‌خورم، نگفتم آن را به کار می‌برم، چون واقعاً بیشتر مواقع این کلمات هستند که انتخاب می‌کنند به ذهن ما بیایند، نه برعکس). تقریباً هر زمان که به گذشته فکر می‌کنم، مخصوصاً به اشتباهات یا حسرت‌هایم، کلمه hindsight در…

ادامه مطلب

خلاقیت و تمایز کلید جلب توجه و علاقه

نوید 0 440

اولین باره که همزمان با گوش کردن آهنگ شروع به نوشتن می‌کنم. اونم آهنگی که توش دارن فارسی می‌خونن. انقد به اینا گوش کردم که حفظ‌‌‌شون شدم. کلاس هفتم که بودم برای درس کار و فناوری به عنوان پروژۀ عملی گفتن جعبه درست کنید بیارید. منم رفتم پیش بابام که بهم برای درست کردنش کمک کنه (چیز خاصی نبود نمی‌دونم چرا حس می‌کردم خودم نمی‌تونم). اول توی گوگل نزدیک یه ساعت طرح‌های مختلف جعبه‌ها رو نگاه کردم. اون موقع فقط هم سرچ فارسی می‌کردم. ساخت…

ادامه مطلب

آیا پیشرفت تکنولوژی ارزش خاطره‌ نویسی رو کم کرده؟

نوید 0 399

جواب کوتاه: بله؛ پیشرفت تکنولوژی تا حدی ارزش خاطره نویسی رو کم کرده. اما کاملا هم نابودش نکرده. جواب بلندتر: بخش جالب و قابل توجهی (هم از نظر مقدار و هم از نظر جذابیت) از اطلاعاتی که ما از گذشتگان داریم مخصوصا افرادی که در سال‌های نه چندان دور (مثلا دو سه قرن اخیر) زندگی کردن؛ از خاطرات اون افراد هست. مثلا اگر یک سری مسائل مهم و افشاگری‌های معاصر در ایران رو نگاه کنیم، و اللخصوص اطلاعات مرتبط با نظام حاکم فعلی، دو تا…

ادامه مطلب

خاطره من و رفتار با حیوانات

نوید 0 398

وقتی این نوشته از محمدرضا شعبانعلی عزیز رو خوندم، یک خاطره‌ای برام تداعی شد. فکر می‌کنم کلاس هفتم بودم و زمان امتحانات خرداد یا دی بود. به هرحال داشتم از مسیری که همیشه رفت‌وآمد می‌کردم به مدرسه می‌رفتم. جایی که نسبتا خلوت بود دیدم یک کلاغ و یک کبوتر باهم درگیرن. بال کبوتر آسیب دیده بود یا کلاغ بهش آسیب زده بود، کلاغ در تلاش بود که کار کبوتر رو تموم کنه. با نوک و پنجه‌اش مدام بهش ضربه می‌زد. من برای کسری از دقیقه…

ادامه مطلب

خاطرۀ دعا کردن | چرایی مشکلات

نوید 0 431

آخرین باری که رفتیم مشهد، خیلی خوش گذشت. مخصوصا این که با قطار رفتیم خیلی باحال بود. من خیلی مذهبی نیستم. اما مگه می‌شه کسی بره حرم امام رضا (یا کلا هربارگاه یا مکان مذهبی) و مناسکی رو به جا نیاره؟ خلاصه تاجایی که یادم هست، چندبار رفتیم حرم. نماز خوندم، نهج البلاغه خوندم، دعا خوندم و … . احتمالا دیدین که توی حرم، یه جاهایی هست که فرش انداختن اما به لحاظ فنی داخل ساختمون نیست. نمی‌دونم به اونجاها چی می‌گن. خلاصه چون شلوغ…

ادامه مطلب

من و یادگیری زبان

نوید 4 586

قسمت قبلی: کلاس زبان‌هایی که با من دویده‌اند توی برتر که اومدم همه چی فرق داشت. کلا ساده‌گیر بودن. مثلا یکی از همکلاسی‌هامون (که بقیه اصلا باهاش خوب نبودیم) چندین ترم جوری افتاد که نمره‌اش رو اعلام نکردن. معمولا پایان ترم نمرات رو روی یک تخته می‌زدن. البته به نظر من دلیل این‌که با وجود نمرۀ پایین به زبان‌آموز اجازه می‌دادن بره به ترم بعد این بود که یهو دلزده نشن. شاید هم به این دلیل بود که شرایط برگزاریِ دوبارۀ همون دوره رو نداشتن….

ادامه مطلب

کلاس زبان‌هایی که با من دویده‌اند

نوید 2 448

اعتراف می‌کنم که من آدمِ اینکه خودم بشینم زبان بخونم نبودم. شاید ۶۰-۷۰ درصد دانش زبانی‌ام رو مدیون کلاس زبان رفتن باشم. ۵ سال کلاس زبان رفتم. دو سال در کانون زبان ایران زبان خوندم. اسم کتاب‌مون هم “English Time” بود. کتاب بدی نبود. اما به نظرم زیادی سرعت آموزش پایین بود. هم تقصیر معلم‌ها بود و هم کتاب. بعد از دو سال رفتم به یک کلاس زبان به اسم برتر. سرچ نکنید. از این‌هایی بود که یک شعبه دارن. مثل کیش و ملل و…

ادامه مطلب