Press ESC to close

نوشتن و وبلاگ‌نویسی

به نوشتن و وبلاگ نویسی علاقه دارم. یکی از نتایجش شروع این وبلاگ بود. هرچند جدیدا وبلاگ نویسی و نوشتن برام سخت شده.

بهترین بهانه برای ننوشتن چیه؟

نوید 0 697

بهترین بهانه برای ننوشتن اینه که بگم واقعا چیزی برای گفتن وجود نداره. به این نکته اشاره کنم که این اواخر مطالعه‌ام به شدت کم شده. و گاهی حس می‌کنم نسبت به چیزی که الان باید می‌بودم خیلی سطحی‌تر و بی‌سوادتر هستم. دلم می‌خواد هرروز متمم بخونم. دلم می‌خواد هرروز بیشتر از یک ساعت کتاب بخونم. ولی بیشتر از هدف رویاست. مثل آدم چاقی‌ شدم که نشسته جلوی تلویزیون و چیپس می‌خوره و آرزوی اندام ایده‌آل داره. آمان از تنبلی و اهمالکاری. جدیدا حتی آزادنویسی…

Continue reading

میانه بودن یا تلاش برای بهتر شدن و برنده بودن

نوید 0 1027

من تا به امروز هیچوقت کامل نبودم. دقیق‌تر بگم، توی هیچ چیزی تا امروز که 17 سال عمر کردم، موفقیت خاصی به دست نیاوردم. توی برنامه‌نویسی (و تقریبا همۀ درس‌ها) بین همکلاسی‌های مدرسه‌ام در هنرستان سرآمدم. اما به دلیل پشتکار یا هوش من نیست. به خاطر اینه که بقیه تلاشی برای یادگیری یا صرفا کسب نمره نمی‌کنن. وگرنه تا سال نهم که دور و بری‌هام در مدرسه ترکیبی از زرنگ، باهوش، کوشا، احمق، تنبل، اهمال‌کار و … بودن من میانه بودم. میانۀ متمایل به بالا….

Continue reading

الگوی وبلاگ نویسی

نوید 5 764

گاهی اوقات به سبک نوشتن استاد شعبانعلی (مخصوصا در روزنوشته‌ها) غبطه می‌خورم. پیچیده‌ترین مفاهیم رو به زبان ساده و با مثال‌های ملموس توضیح می‌دن. سبک نوشتن‌شون نه کاملا رسمیه که باهاش احساس غریبگی کنی. و نه اونقدر شکسته و محاوره‌ایه که خوندنش سخت و از فارسی معیار دور بشه. البته واقعا هم این میوۀ تلاش‌هاشونه. امثال من که کم می‌نویسیم و کم می‌خونیم معلومه نمی‌تونیم با اون شیوایی و جذابیت بنویسیم. دوست دارم بتونم ایشون رو حداقل در مطالعه و نوشتن الگو قرار بدم. کار…

Continue reading

انتخاب موضوع برای وبلاگ نویسی

نوید 0 745

برای کم‌نویس‌ها و ننویس‌هایی مثل من همیشه ننوشتن راحت‌تر از نوشتن در وبلاگ هست. اشتباه بزرگ من اینه که برای اینجا موضوع اصلی ندارم. که البته این هم یک دلیل مشخص داره. من هنوز به صورت صد درصدی به مسیر شغلی و تخصصی‌ام مطمئن نیستم. ممکنه دو ماه دیگه کل برنامه‌هایی که توی این یک سال برای آینده ریختم رو بریزم دور و از اول برنامه ریزی کنم. بگذریم. ما معمولا راه حل مشکلات‌مون می‌دونیم. فقط عمل نمی‌کنیم. چرا نمی‌نویسم؟ چون همیشه یک موضوع مشخص…

Continue reading

چرا و چگونه وبلاگ بنویسیم؟

نوید 0 1164

پیش‌نوشت من وبلاگ‌نویس بی‌تجربه و آماتوری هستم. سابقۀ زمانی زیادی هم در وبلاگ نویسی ندارم. حتی الان هم که وبلاگ دارم نسبت به خیلی از عزیزانی که می‌شناسم،کمتر و بی‌کیفیت‌تر می‌نویسم. اما خدا رو شکر تا الآن از رو نرفتم. پس اول همۀ جملات من این عبارت رو در نظر بگیرید: «از دید منِ از همه ناآشناتر و بی‌سوادتر در وبلاگ‌نویسی». حتی می‌تونید این نوشته یا احیانا این سری نوشته رو راهی برای اجتناب از خالی نبودن عریضه بدونید. باور کنید وبلاگ نویسی یکهو سخت…

Continue reading

دردسرهای بلاگ مستقل

نوید 2 991

گاهی اوقات فکر می‌کنی زندگی‌ات یکم به راه بهتری داره می‌ره که یهو می‌بینی، وسط این جاده هم یه تیکه فضولات حیوانی افتاده. و از قضا بعد از این که پات رفت داخلش متوجه می‌شی مطمئنا گِل نبوده. این چیز کوچیک که در واقع اتفاق مهمی هم نیست حسابی روی اعصاب می‌ره. حالا منم توی این چندروز اخیر یکم از فاز تنبلی در اومدم. یه دورۀ ویدئویی باحال و خیلی خوب برای طراحی وب (دقیقش: طراحی قالب وردپرسی با استفاده از بوت استرپ) رو نگاه…

Continue reading

بازگشت من|شانس دوباره و چندباره

نوید 0 779

باز هم اومدم. بعد از مدتها اومدم. میدونم که یک وبلاگ‌نویس (میدونم لیاقت این عنوان رو ندارم) تنبل و ننویس‌ ام. اما به هرحال حتی بعد از چند هفته نوشتن با دانستن اینکه ممکنه بازهم چندوقت ننویسم، بهتر از هیچیه. چیزی که من رو ترغیب کرد به نوشتن دوباره خوندن وبلاگ‌‌های دیگران بود. توی این چند روز کلی نوشتۀ خوب خوندم، با کلی وبلاگ‌نویس خوب آشنا شدم، چندتا وبلاگ خوب به فیدم اضافه کردم و کلی صفحه روی مرورگر بوکمارک کردم. راستش دلیل دیگه‌ای که…

Continue reading

چرا نوشتن را دوست دارم

نوید 0 918

چون با نوشتن احساس سبکی می‌کنم. انگار بار کلمات از روی مغزم برداشته می‌شه و به روی کاغذ میاد. چون با ثبت وقایع و حال و احوال، حس‌ می‌کنم در آینده دستم به منبعی از نوستالژی و خاطرات وصله. چون با نوشتن چندتا از مشکلاتم رو حل کردم. با نوشتن دیدم به احتمالات و دانسته‌ها و شرایط بهتر شد. چون با نوشتن حس کردم کیفیت یادگیری ارتقا پیدا کرد. چون حس می‌کنم هرچه بیشتر بنویسم بیشتر احساس «ندانستن» می‌کنم. …

Continue reading