Press ESC to close

روی هوا

نوید 7 683

نوشتنم نمیاد. چه در جاهای شخصی که برای خودم می‌نویسم و چه در اینجا، نوشتنم نمیاد. نمیدونم مشکل از کجاست. شاید کمتر کتاب خوندن عطش نوشتن رو هم کم میکنه. شاید ذهن آشفته اجازه نوشتن نمیده. زندگی من از زوایای مختلفی در یک وضعیت «روی هوا» (دارم شک میکنم که فقط خودم معنی عبارت «زندگیم روی هواست» رو میفهمم یا واقعا در فارسی وجود داره) قرار داره. کلی کار نصفه و نیمه دارم. کلی قول‌هایی دارم که کامل بهشون عمل نکردم. دوتا کتاب نصفه و…

Continue reading

پیدا کردن جای خود بین آدم‌ها

نوید 10 539

زندگی پر است از انواع غبطه‌ها، حسرت‌ها و غصه‌ها. حس من این است که حسرت‌های مادی را راحت‌تر از چیزهای معنوی می‌توان جبران کرد. بالاخره در نهایت، PS5 می‌تواند حسرتِ PS4 نداشتۀ ما را ارضا کند. با این وجود، حتی اگر کسانی بهتر از قبلی‌ها پیدا کنید، نمی‌توانید بگویید این هم دقیقاً همان است، فقط کمی بهتر. «این همان دوست است، یک مدل بالاتر.» احتمالاً برای شما هم بارها پیش آمده که در جایی، جمعی، شرایطی قرار گرفته باشید، و خودتان را اضافه یا نامناسب…

Continue reading

اشتباهات من تا ۱۸ سالگی و تلاش برای جبران

نوید 10 1052

حرف خاصی ندارم. اما می‌خواهم کمی از افکاری که در ذهنم می‌چرخند را اینجا خالی کنم و کمی هم از تلاش‌های چندوقت اخیرم بگویم. تلاش‌هایی بی‌جان و ناکافی. حالا که نوشتنش تمام شده و قرار است منتشر شود، می‌بینم که من بیشتر به نوشتن این متن نیاز داشتم تا دیگری به خواندنش. مثل تمام نوشته‌های این وبلاگ تلاش می‌کنم ارزش وقت‌تان را داشته باشد اما قولی نمی‌دهم. ۱۸ سالگی و اهمیت آن در زندگی اهداف آینده‌ام مشخص نیست پس معلوم نیست که خیلی از کارهایی…

Continue reading

۸ اصل موفقیت

نوید 0 662

(خیلی از مواردی که توی این نوشته بهشون اشاره می‌کنم، به شدت وابسته به دیدگاه و علم محدود من (و هر شخصی) هستن. بنابراین ممکنه از نظر شما اشتباه باشه. توی انگلیسی به این موضوعاتی که فرد به فرد دیدگاه متفاوتی بهش دارن می‌گن subjective معادل فارسیش رو اگه می‌دونید به من هم بگید) یه تصویر چند وقته روی کاغذ کشیدم گذاشتم جلوی آینه. فکر کنم توی یکی از کتاب‌های مجموعۀ «راز جذب پول در ایران» از علی اکبری دیده بودم. البته من یک موردش…

Continue reading

در سختی‌ها چطور به آینده و زندگی نگاه کنیم

نوید 0 642

چند وقت پیش داشتم فکر می‌کردم، من که زندگی‌م چندان پرهیاهو و حماسی نیست. پس انگیزۀ بزرگ من چی می‌تونه باشه؟ انگیزۀ من برای ادامه دادن توی شرایط سخت چیه؟ نمی‌دونم می‌تونم درست منظورم رو بفهمونم یا نه. توی داستان‌ها و فیلم‌ها شاید دیده باشید که برای یکی یه اتفاق وحشتناک می‌افته و بر اثر اون اتفاق زندگی‌ش متحول می‌شه و محور اصلی زندگی‌ش اون اتفاق می‌شه. مثل بروس وین. که پدر و مادرش کشته شدن و همین شد انگیزه اصلی‌ش برای عدالت‌خواهی. یا خیلی…

Continue reading

مسیر تحصیلی که رفتم و مسیری که خواهم رفت

نوید 2 693

من توی سال نهم بنا به دلایلی که قبلا گفتم تصمیم گرفتم برای سه سال بعدش توی هنرستان، شبکه و نرم افزار بخونم. حدودا اوایل سال دهم بود که فهمیدم اون شغلی که احتمالا من ازش خوشم میاد بازرگانیه. توی ذهنم این بود که دانشگاه کامپیوتر و بخونم ۵-۱۰ توی همین حوزه برنامه نویسی کار کنم و در آخر وقتی پول‌هام رو جمع کردم وارد تجارت بشم. در اون لا‌به‌لا یکی دو این بخش برنامه نویسی (که برای جمع کردن پول بهش نیاز داشتم) تبدیل…

Continue reading

دنبال کردن روزمرگی‌ها یا رویاها

نوید 0 645

نمی‌دونم فیلم «در جست‌وجوی خوشبختی» یا The Pursuit of Happyness رو دیدین یا نه. اگه ندیدین حتما به فکر باشید و ببینید. قطعا ارزش دیدن داره. می‌خوام درباره یه چیزی حرف بزنم که شاید جان‌مایۀ فیلم باشه. ویل اسمیت (اسم کاراکتر یادم رفته با اسم بازیگر جلو می‌ریم) که فروشندۀ یه وسیلۀ پزشکی به دردنخوره تقریبا مدام با بی‌پولی و حتی بدشانسی دست و پنجه نرم می‌کنه. تامین هزینه‌های زندگی براش سخته. اون وقت مدام مشکلات مختلف پیش میاد.توی یه برهه‌ای مشکلات به معنای واقعی…

Continue reading

مشکلات زندگی و انتخاب شکل موفقیت و شکست

نوید 0 656

The fuck is this bullshit? من زیاد از خودم این سوال رو میپرسم. البته همیشه this bullshit یک چیز ثابت نیست. گاهی اشاره به کل زندگیه، گاهی اشاره به محتویات قابلمه یا ظرف غذا، گاهی اشاره به محتوایی که توی موبایل یا کامپیوتر میبینم، گاهی اشاره به اتفاقات مسخره ست (مثل وقتی که قاشق آغشته به ماست از دستت میفته و حالا یه آشپزخونه آغشته به ماست داری) و هزاران موقعیت دیگه. در ضمن من با این که مهارت اسپیکینگ خفنی توی انگلیسی ندارم اما…

Continue reading

انتخاب و تعدد گزینه‌ها

نوید 0 1004

«گاهی اوقات تعدد مسیرهای پیش‌رو، از نبودشان خطرناک‌تر است.» وقتی راهی نیست، یکی برای خودت می‌سازی. اما وقتی هزار راه وجود دارد، نه می‌توانی با اطمینان و رضایت یکی از مسیرها را انتخاب کنی و در پیش بگیری و نه توجه‌ات به ساخت مسیر خودت معطوف می‌شود. تعداد گزینه‌های موجود با آسانی تصمیم گیری و رضایت پس از انتخاب رابطۀ عکس دارد. هرچه گزینه‌های بیشتری داشته باشید انتخاب برای‌تان سخت‌تر می‌شود و احتمالا پس از مدتی (یک ثانیه یا یک عمر) از آن پشیمان می‌شوید…

Continue reading