Press ESC to close

آهای #@!&ها! من هنوز زنده‌ام (۲)

نوید 0 48

سلام. بعد از شب‌های خونین ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۵ و بعدش جنگ، واقعاً نمی‌دونم بگم «خوشبختانه» یا «شوربختانه» زنده‌ام. ولی هرچی که هست هنوز زنده‌ایم. این یکی مورد چیزی هست که واقعاً بابتش متأسفم؛ ارتباطاتی که با شما عزیزان در این وبلاگ و وبلاگ‌های خودتون داشتم، همه‌اش به خواب عمیق فرو رفته. دوستان عزیز نادیده‌ای که با هم ارتباط داشتیم و اینجا کامنت می‌ذاشتید، خوشحال می‌شم از خودتون خبری بدید. ♥️ البته از آخرین باری که اینجا پست گذاشتم، یه جنگ دیگه هم داشتیم،…

Continue reading

رها کردن یا محکم‌تر چسبیدن؟

نوید 0 821

یکی از بهترین هنرهایی که برای من آرزوست، هنر دانستن «زمان رها کردن و زمان سخت‌تر تلاش کردن» هست. دغدغه‌ام شده که بدونم کِی ول کنم و کِی تندتر بدوم. از کجا بفهمم که این حوزۀ کاری یا مطالعاتی به درد من نمی‌خوره یا من کشش لازمش رو ندارم، یا فقط به کمی تلاش بیشتر نیاز داره؟ از کجا بفهمم که این رابطه از شالوده اشتباه بوده یا فقط به کمی سازگاری و تحمل و تساهل و تسامح نیاز داره؟ از کجا بفهمم مسیر اشتباهه…

Continue reading