Press ESC to close

اجتماعی

اشتباهات متداول در روابط عاطفی و دوستانه

نوید 0 599

اگر یکم توی ویکی هَو و کورا (تلفظش سخته و نمیشه مطمئن نوشتش) درباره روابط عاطفی و عشق و کراش گشته باشین به چندتا اشتباه بزرگ می‌رسید. دوست شدن با کسی که بهش احساس رومانتیک دارین توی دنیا پر از آدم‌هاییه که فکر می‌کردن می‌تونن اول به عشق یا کراش‌شون نزدیک بشن و دوست بشن و بعدا بهشون ابراز علاقه کنن. شاید با خودشون بگن بد نیست اینجوری اول با هم آشنا می‌شیم و غیره. بهانه زیاد پیدا می‌شه برای این اتفاق احمقانه. ولی زیاد…

Continue reading

آیا پیشرفت تکنولوژی ارزش خاطره‌ نویسی رو کم کرده؟

نوید 0 711

جواب کوتاه: بله؛ پیشرفت تکنولوژی تا حدی ارزش خاطره نویسی رو کم کرده. اما کاملا هم نابودش نکرده. جواب بلندتر: بخش جالب و قابل توجهی (هم از نظر مقدار و هم از نظر جذابیت) از اطلاعاتی که ما از گذشتگان داریم مخصوصا افرادی که در سال‌های نه چندان دور (مثلا دو سه قرن اخیر) زندگی کردن؛ از خاطرات اون افراد هست. مثلا اگر یک سری مسائل مهم و افشاگری‌های معاصر در ایران رو نگاه کنیم، و اللخصوص اطلاعات مرتبط با نظام حاکم فعلی، دو تا…

Continue reading

باید از سرعتم کم کنم|دید بلندمدت

نوید 0 606

وقتی می‌‌خوام به یک دوستی پایان بدم باید کمی آرام‌تر تصمیم بگیرم و عمل کنم. چون ممکنه خیلی زود بفهمم در اشتباه بودم. وقتی می‌خوام برای یک چیزی هزینه کنم باید آرام‌تر و بادقت‌تر تصمیم بگیرم. چون ممکنه خیلی زود متوجه بشم که قرار نیست به اندازۀ پولی که دادم آش بخورم. قرار نیست برای همۀ کسب‌وکارها مهم باشه که من مشتری دفعۀ بعد هم به سراغ‌شون میام یا نه. حالا که فکر می‌کنم به نظرم اگر کسی دیدگاه بلندمدت داشته باشه نمی‌تونه با دیگران…

Continue reading

کلیشه|ظواهر

نوید 0 723

همیشه نمی‌شه آدم‌ها رو از روی عادت‌ها و چیزهای ظاهری قضاوت کرد. احتمال این‌که آدم ناسزاگو از نظر اخلاقی هم در سطوح پایینی قرار داشته باشه زیاده اما قطعی نیست. مثلا من یک معلم دارم به اسم آقای نون و یک معلم به اسم آقای ی. آقای نون داد و بیداد می‌کنه و بچه‌ها رو می‌زنه (البته در حد سیلی و پس گردنی-اونم وقتی از کوره در بره) و ممکنه گاهی حرف‌هایی از دهنش در بیاد که کاملا شایستۀ مقام یک معلم نباشن. آقای ی…

Continue reading

چرا به مطالعۀ تاریخ نیازمندیم؟

نوید 0 563

شاید اصلی‌ترین دلیل، همان جلوگیری از تکرار تاریخ باشه. یعنی جلوگیری از دوباره زندگی کردن گذشته. اگر من بدونم مردمانی در گذشته با مشکلات به چه شکلی برخورد کردن، ممکنه بتونم بهتر با مشکل امروزم رو‌دررو بشم و تجربۀ اشخاصی دیگر رو هم به کار ببندم. من قبلا کتاب‌های تاریخی ساده شده برای کودکان و نوجوانان رو می‌خوندم. راستش حس کردم خیلی وقته مطالعات تاریخی نداشتم. تلنگر اول معلم تاریخ امثال‌مون بود که علاقه به تاریخ رو در من زنده کرد. تلنگر دیگه کتاب «چرا…

Continue reading

قهرمان یا آدم بده؟

نوید 0 574

تو یا یک قهرمان می‌میری یا اونقدر زنده می‌مونی که ببینی خودت شدی آدم بده. سینمایی شوالیۀ تاریکی آقای ایکس در موقعیتی قرار داره که می‌تونه کاری که به نفع خودش و به ضرر تعداد زیادی انسان بی‌گناهه انجام بده. مثلا آقای ایکس، رئیس بانک هلال اسود هست و می‌تونه کل سرمایۀ سپرده گذارانش رو برداره و بره. یا در مقیاس کوچک‌تر و بی‌دردسرتر می‌تونه به خودش و اطرافیانش وام‎های بدون ضامن و بدون بهره و ویژه بده. خوشبختانه آقای ایکس آدم خوبیه. یکی از…

Continue reading

کتابخانه | دانستن و عمل کردن

نوید 0 568

راستش اولین عضویت من توی کتابخونه برای زمانی‌ هست که برادرم عضو بود. مطمئن نیستم که من هم عضو بودم یا نه اما به هرحال همراهش می‌رفتم و کتاب به امانت می‌گرفتم. عضویت جدی من یکی دو سال پیش بود. دورۀ امتحانات ترم برای مطالعه به یه محیط آروم نیاز داشتم و سالن مطالعه تقریبا چیزی بود که می‌خواستم. یک کتاب هم قرض گرفتم ولی قسمت نشد بخونم. بالاخره همین دیروز، عضویتم رو توی همون کتابخونه تمدید کردم. کتابخونه‌های «شبکه کتابخانه‌های عمومی شهر تهران» همگی…

Continue reading

اعتیاد به سیگار و مواد در نوجوانان

نوید 0 512

از سال هشتم (در دوره‌ی متوسطه‌ی اول) بود که کم‌کم سیگار کشیدن دوستانم و قرار گذاشتن‌هاشون برای قلیون کشیدن رو دیدم. اگر اراده می‌کردم دوستام با کمال خوشحالی من رو هم در دورهمیِ هیجان‌انگیز‌شون راه می‌دادند. از یک سال پیش صمیمی‌ترین دوستم (که این اواخر به دلیل فاصله‌ی جغرافیایی دوستی‌مون کمرنگ شده) به گُل (علف، ماریجوانا، وید یا هر اسم دیگری، همه یک معنی می‌دهند) معتاد شد و دقیق نمی‌دونم هفته‌ای چندبار می‌کشه اما مطمئنم که کمتر از تعداد انگشتان یک دست نیست. خریدن سیگار…

Continue reading

سیر کتاب‌خوانی من و اشاعۀ کتاب‌خوانی

نوید 0 533

به نظرم یکی از مهم‌ترین وظایف یک فرد کتاب‌خوان اینه که دیگران رو هم به این وادی بیاره. من خودم به خاطر پدرم کتاب‌خوان شدم. از ۷-۸ سالگی که دیگه داشتم خوندن نوشتن یاد می‌گرفتم می‌رفتیم نمایشگاه کتاب. فکر کنم از اون موقع هرسال به نمایشگاه کتاب رفتم. البته خود پدرم خیلی وقته دیگه مطالعه نداره. اما در دوران نوجوانی و جوانی خیلی مطالعه می‌کرد. خود من تا دو سه سال پیش تا حدی بی‌هدف کتاب می‌خوندم. بیشتر برای سرگرمی بود. آخه زمانی که من…

Continue reading