برای بستن ESC را بزنید

The SUM of your life|Trivial Events

navidsh 0 23

What’s the sad moment called when you face errors with no obvious reason and even your “Googling” skills can’t help you solve the problem? I have typed and ran the same project with minor fixes but after the 5th or 6th time I’m starting to hate the teacher, the IDE (VS), the programming language (C# plus a little bit of SQL). The topic isn’t about errors and minor programming challenges. It’s about trivial things that mess with your mind. They just beat the syrup out…

ادامه مطلب

موتور پیشرانه یا انگیزه

navidsh 0 46

همه مون موتور پیشرانه داریم. موتور پیشرانۀ اصلی و غریزی ما که از لحظۀ به دنیا اومدن همراهی‌مون می‌کنه، میل به بقاست. عوامل دیگه‌ای هم که باعث می‌شن در زندگی به جلو حرکت کنیم تقریبا زیرمجموعۀ میل به زنده موندن قرار می‌گیرن. میلیون‌ها مرد و زن فقط برای تأمین زندگی خانواده‌شون هرروز به سرکار می‌رن و با میلیون‌ها نفر دیگه سر و کله می‌زنن. این هم همون غریزۀ مراقبت از خانواده‌ست که احتمالا چندین قرنه که در ما وجود داره. موتور پیشرانۀ من هم گاهی…

ادامه مطلب

میانه بودن یا تلاش برای بهتر شدن و برنده بودن

navidsh 0 79

من تا به امروز هیچوقت کامل نبودم. دقیق‌تر بگم، توی هیچ چیزی تا امروز که ۱۷ سال عمر کردم، موفقیت خاصی به دست نیاوردم. توی برنامه‌نویسی (و تقریبا همۀ درس‌ها) بین همکلاسی‌های مدرسه‌ام در هنرستان سرآمدم. اما به دلیل پشتکار یا هوش من نیست. به خاطر اینه که بقیه تلاشی برای یادگیری یا صرفا کسب نمره نمی‌کنن. وگرنه تا سال نهم که دور و بری‌هام در مدرسه ترکیبی از زرنگ، باهوش، کوشا، احمق، تنبل، اهمال‌کار و … بودن من میانه بودم. میانۀ متمایل به بالا….

ادامه مطلب

اثر/مغالطۀ هزینۀ از دست رفته

navidsh 0 142

اثر هزینۀ از دست‌رفته (Sunk Cost Effect) یا مغالطۀ هزینۀ از دست‌رفته (Sunk Cost Fallacy) چیه؟ من هم نمی‌دونستم. و الان هم زیاد درباره‌اش نمی‌دونم، اما بهترین مطلبی که در وب درباره‌اش خوندم، این نوشته در مدیوم بود. تقریبا همه‌مون «اثر هزینۀ از دست‌رفته» رو تجربه کردیم. مثلا نیم ساعت در صف نونوایی وایسادم، به نظر هم نمیاد تا نیم ساعت دیگه هم خبری از نون باشه اما به جای اینکه جلوی هدررفت یا هزینۀ بیشتر رو بگیرم، به این فکر می‌کنم که اگر الان…

ادامه مطلب

لذایذ و سختی‌های زندگی

navidsh 0 131

(کاملا بدون سند و مدرک و پشتوانه علمی) یه حرفی هست که مطمئن نیستم که قبلا گفتم یا نه. به نظر من زندگی چرخه‌ای از سختی‌ها و لذت‌هاست. فقط  چند مسئله مهم وجود داره. انتخاب کنیم که حاضریم چه سختی‌هایی رو با چه اهدافی تحمل کنیم. بفهمیم چه چیزهایی ارزش اهمیت دادن دارن. تلاش کنیم سختی‌ها رو زودتر بگذرونیم و از لحظات خوشی بیشترین لذت رو ببریم. یک مثلا من عاشق مکانیکی‌ام، پس باید سعی کنم سختی‌هاش (طاقت فرسایی کار، نداشتن بهداشت، نیاز به ممارست…

ادامه مطلب

سینمایی لالالند و انتخاب های زندگی

navidsh 4 179

قرار بود پست امروز ادامه‌ای بر قضیۀ کمال‌طلبی و … باشه، اما به خاطر انگیز‌ه‌ای که برای این نوشته دارم، اون مطلب رو تحقیق بیشتری می‌نویسم. بگذریم، این پست معرفی فیلم نیست. اما دربارۀ یک فیلمه. سینمایی «لا لا لند» در سال ۲۰۱۶ اکران شد و چندتایی اسکار برد. اگر با اسپویلر (در مورد فیلم‌های لالالند و مرد خانواده) مشکل دارید و … پیشنهاد می‌کنم، ادامۀ مطلب رو نخونید چون بخش‌های مهمی از داستان براتون لوث می‌شه. . . . راستش من هم مثل هربینندۀ…

ادامه مطلب

حسرت‌های من | هدف زندگی

navidsh 0 113

اگه بخوام حدس بزنم چه حسرت‌هایی آخرین لحظات زندگی به ذهنم میان، همچین چیزهایی می‌شه: ابراز نکردن عشقم به کسانی که دوست‌شون دارم. رؤیاهایی که برای خودم و دیگران داشتم. بعضی از رؤیاهای من واقعا خیلی شخصی نیستن. کتاب‌هایی که نخوندم و فیلم‌هایی که ندیدم و گیم‌هایی که بازی نکردم. سوالاتی که جواب‌‌شون رو پیدا نکردم یا برای یافتن‌شون تلاشی هم نکردم. اهداف‌ و موفقیت‌هایی که دوست داشتم براشون تلاش کنم. لذت نبردن از تک تک لحظات زندگی. اللخصوص زمانی که با عزیزانم بودم. پول‌…

ادامه مطلب

چه مشکلی دوست داری؟

navidsh 0 101

مارک منسون در کتابش و مقالات سایتش بارها گفته: «شادی در رسیدن به اهداف و آرزوهای عجیب و غریب نیست، باید انتخاب کنید که از دست و پنجه نرم کردن با چه مشکلاتی لذت می‌برید، اون وقت به شادی واقعی می‌رسید.» مثلا ممکنه یکی عاشق حل کردن مسائل سخت ریاضی باشه. اگر بره ریاضی، حالا دانشمند بشه یا معلم یا استاد، کار براش مثل یک سرگرمی می‌مونه. هم در کار موفق می‌شه و هم از زندگی لذت می‌بره. احمد عاشق ساراست. اما مهم‌تر اینه که…

ادامه مطلب

خاطرۀ دعا کردن | چرایی مشکلات

navidsh 0 132

آخرین باری که رفتیم مشهد، خیلی خوش گذشت. مخصوصا این که با قطار رفتیم خیلی باحال بود. من خیلی مذهبی نیستم. اما مگه می‌شه کسی بره حرم امام رضا (یا کلا هربارگاه یا مکان مذهبی) و مناسکی رو به جا نیاره؟ خلاصه تاجایی که یادم هست، چندبار رفتیم حرم. نماز خوندم، نهج البلاغه خوندم، دعا خوندم و … . احتمالا دیدین که توی حرم، یه جاهایی هست که فرش انداختن اما به لحاظ فنی داخل ساختمون نیست. نمی‌دونم به اونجاها چی می‌گن. خلاصه چون شلوغ…

ادامه مطلب