برای بستن ESC را بزنید

اجتماعی

ما از دست خودمون آزار میبینیم

navidsh 0 63

پیش نوشت: این متن می‌تونست به زبان فارسی معیار باشه. اما دیدم محتواش که یکم تیز هست، لحنش هم خشک باشه دیگه حال خودم هم به هم می‌خوره. کتاب «بنیادهای علم سیاست» نوشتۀ عبدالرحمن عالم رو دیشب داشتم می‌خوندم. برای من یکم سنگین و حوصله‌سربر به نظر میاد. اما مطمئنم محتوای خوب و جامعی داره. مثل این که دانشجوها و محقق‌ها ازش به عنوان مرجع استفاده می‌کنن (منبع). بگذریم. توی یه پاراگراف (ص ۳۹) نوشته بود: «در کشورهایی که مردم آگاهی سیاسی ندارند، معیارهای زندگی…

ادامه مطلب

جلوگیری از مشکل در خرید اینترنتی

navidsh 0 66

می‌دونم این پست شبیه یک تلاش مذبوحانه برای خالی نبودن عریضه‌ست. اما باور کنید این تجربه‌های ساده و پیش‌پاافتاده تا برای ما پیش نیان، بهشون توجهی نمی‌کنیم. می‌گیم نه بابا برای من که مشکلی پیش نمیاد. قبلا از یک تجربۀ خرید یا دریافت خدمت ناموفق نوشته بودم. معامله در ایران vs معامله در بلاد کفر الان هم در همون مورد قراره بنویسم. این روزها ما خیلی درگیر خرید اینترنتی شدیم. و شاید تقریبا ۳۰-۵۰ درصد خریدهای من و اطرافیانم اینترنتیه. البته کسانی هم هستن که…

ادامه مطلب

اینستاگرام|مرداب محتوای لعنتیِ موثر و کاربردی

navidsh 0 60

انتظار نداشته باشید که این پستِ بی سر و ته براتون مفید باشه. بیشتر بد و بیراه به اینستاگرامه. عنوان نوشته دوتا معنی داره. از طرفی منظورم از این که گاهی به اینستاگرام نیاز داریم، اینه که به هرحال آدم همیشه حال نداره پست‌های چندصد کلمه‌ای وبلاگ‌ها رو بخونه (کتاب که هیچی 🙂 ). به علاوه، گاهی آدم حس می‌کنه به کمی بیهودگی نیاز داره. در واقع اینستاگرام، بازی موبایل و چیزهایی از این دست، به نظر من تنها کاربردشون اینه که بدون درگیر کردن…

ادامه مطلب

زنان و حقوق مالکیت در بریتانیای قرن هجدهم|رمان غرور و تعصب

navidsh 0 80

پیش‌نوشت چند روز پیش بود که شروع کردم به خوندن نسخۀ ساده‌شدۀ کتاب غرور و تعصب از خانم جین آستِن یا آستین (راستش این از اون آواهای سخت انگلیسیه که ما نداریم. چیزی بین صدای «ای» و «اِ»). نمی‌دونم معرفی و بررسی این کتاب رو بنویسم یا نه. شاید بعدا که کامل خوندمش (یا نسخه اصلی رو کامل خوندم) براش یه پست کامل نوشتم. اما به هرحال دوتا نکته هست ذکر کردن‌شون شاید جالب باشه. قطعا در این نسخه‌ای که من دارم می‌خونم خیلی از…

ادامه مطلب

اشتباهات متداول در روابط عاطفی و دوستانه

navidsh 0 88

اگر یکم توی ویکی هَو و کورا (تلفظش سخته و نمیشه مطمئن نوشتش) درباره روابط عاطفی و عشق و کراش گشته باشین به چندتا اشتباه بزرگ می‌رسید. دوست شدن با کسی که بهش احساس رومانتیک دارین توی دنیا پر از آدم‌هاییه که فکر می‌کردن می‌تونن اول به عشق یا کراش‌شون نزدیک بشن و دوست بشن و بعدا بهشون ابراز علاقه کنن. شاید با خودشون بگن بد نیست اینجوری اول با هم آشنا می‌شیم و غیره. بهانه زیاد پیدا می‌شه برای این اتفاق احمقانه. ولی زیاد…

ادامه مطلب

آیا پیشرفت تکنولوژی ارزش خاطره‌ نویسی رو کم کرده؟

navidsh 0 71

جواب کوتاه: بله؛ پیشرفت تکنولوژی تا حدی ارزش خاطره نویسی رو کم کرده. اما کاملا هم نابودش نکرده. جواب بلندتر: بخش جالب و قابل توجهی (هم از نظر مقدار و هم از نظر جذابیت) از اطلاعاتی که ما از گذشتگان داریم مخصوصا افرادی که در سال‌ها نه چندان دور (مثلا دو سه قرن اخیر) زندگی کردن؛ از خاطرات اون افراد هست. مثلا اگر یک سری مسائل مهم و افشاگری‌های معاصر در ایران رو نگاه کنیم، و اللخصوص اطلاعات مرتبط با نظام حاکم فعلی، دو تا…

ادامه مطلب

۷ موقعیتی که بهتر است در آن‌ها از دیگران تشکر کنید

navidsh 0 99

این پست در واقع برگردان تقریبی نوشته‌ای جیمز کلیر هست. ۷ Times When You Should Just Say Thank You, But Don’t این مطلب رو به دو دلیل دارم در اینجا بازنشر (اسم قشنگ‌تر برای کپی برداری) می‌کنم: یک، مطالب به درد خوری بودن و دلم می‌خواست در جایی داشته باشم‌شون و خودم هم یاد بگیرم‌شون. دو، یک پست وبلاگی (سطح پایین) محسوب می‌شه و مطالب انقد مفید هستن که به کار مخاطب هم بیان. تشکر کردن کار خیلی پسندیده‌ایه و ما معمولا از انجامش ضرر…

ادامه مطلب

باید از سرعتم کم کنم|دید بلندمدت

navidsh 0 106

وقتی می‌‌خوام به یک دوستی پایان بدم باید کمی آرام‌تر تصمیم بگیرم و عمل کنم. چون ممکنه خیلی زود بفهمم در اشتباه بودم. وقتی می‌خوام برای یک چیزی هزینه کنم باید آرام‌تر و بادقت‌تر تصمیم بگیرم. چون ممکنه خیلی زود متوجه بشم که قرار نیست به اندازۀ پولی که دادم آش بخورم. قرار نیست برای همۀ کسب‌وکارها مهم باشه که من مشتری دفعۀ بعد هم به سراغ‌شون میام یا نه. حالا که فکر می‌کنم به نظرم اگر کسی دیدگاه بلندمدت داشته باشه نمی‌تونه با دیگران…

ادامه مطلب

کلیشه|ظواهر

navidsh 0 172

همیشه نمی‌شه آدم‌ها رو از روی عادت‌ها و چیزهای ظاهری قضاوت کرد. احتمال این‌که آدم ناسزاگو از نظر اخلاقی هم در سطوح پایینی قرار داشته باشه زیاده اما قطعی نیست. مثلا من یک معلم دارم به اسم آقای نون و یک معلم به اسم آقای ی. آقای نون داد و بیداد می‌کنه و بچه‌ها رو می‌زنه (البته در حد سیلی و پس گردنی-اونم وقتی از کوره در بره) و ممکنه گاهی حرف‌هایی از دهنش در بیاد که کاملا شایستۀ مقام یک معلم نباشن. آقای ی…

ادامه مطلب