برای بستن ESC را بزنید

شخصی

چندین مهارت جذاب و چندین مسیر|تمرکز

navidsh 0 26

واسه این تابستون (مثل تابستون‌های قبلی) کلی برنامه دارم. یه عالمه کار هست که می‌خوام انجام بدم. کلی عادت که باید بخشی از زندگیم بشن و کلی مهارت که باید یاد بگیرم. 🙂 وبلاگ خودم یه سایت احتمالی دربارۀ معرفی فیلم احتمالا طراحی گرافیکی (فوتوشاپ و ایلستریتور-مربوط به همون سایته ست) احتمالا نقاشی سیاه قلم (مربوط به مورد بالا ولی مدت‌ها بود دوست داشتم یاد بگیرم) نوشتن کتاب خوندن باشگاه رزمی متمم برنامه نویسی (خود این کلا جهتش قطعی نیست. اما فعلا توی طراحی وبم….

ادامه مطلب

الگوی وبلاگ نویسی

navidsh 0 32

گاهی اوقات به سبک نوشتن استاد شعبانعلی (مخصوصا در روزنوشته‌ها) غبطه می‌خورم. پیچیده‌ترین مفاهیم رو به زبان ساده و با مثال‌های ملموس توضیح می‌دن. سبک نوشتن‌شون نه کاملا رسمیه که باهاش احساس غریبگی کنی. و نه اونقدر شکسته و محاوره‌ایه که خوندنش سخت و از فارسی معیار دور بشه. البته واقعا هم این میوۀ تلاش‌هاشونه. امثال من که کم می‌نویسیم و کم می‌خونیم معلومه نمی‌تونیم با اون شیوایی و جذابیت بنویسیم. دوست دارم بتونم ایشون رو حداقل در مطالعه و نوشتن الگو قرار بدم. کار…

ادامه مطلب

مزایای فردیِ خاطره نویسی

navidsh 1 83

نگهداری خاطرات خوش و خلاص شدن از خاطرات تلخ من خودم چندتا از بهترین خاطرات دو سال اخیرم رو توی دفترچه خاطرات یا اگه طولانی بوده در جای دیگه ثبت کردم. و تقریبا مطالعه‌اش برای من اون لذت و شادی رو زنده می‌کنه. البته متمم در این نوشته اشاره کرده که بهتره خاطرات بد رو با حرف زدن یا نوشتن تخلیه کنیم تا کمرنگ بشن (و ابعادشون به کلمات محدود بشه) و خاطرات خوب رو چندین بار متوالی در ذهن بیاریم و با تمام بوها،…

ادامه مطلب

آیا پیشرفت تکنولوژی ارزش خاطره‌ نویسی رو کم کرده؟

navidsh 0 32

جواب کوتاه: بله؛ پیشرفت تکنولوژی تا حدی ارزش خاطره نویسی رو کم کرده. اما کاملا هم نابودش نکرده. جواب بلندتر: بخش جالب و قابل توجهی (هم از نظر مقدار و هم از نظر جذابیت) از اطلاعاتی که ما از گذشتگان داریم مخصوصا افرادی که در سال‌ها نه چندان دور (مثلا دو سه قرن اخیر) زندگی کردن؛ از خاطرات اون افراد هست. مثلا اگر یک سری مسائل مهم و افشاگری‌های معاصر در ایران رو نگاه کنیم، و اللخصوص اطلاعات مرتبط با نظام حاکم فعلی، دو تا…

ادامه مطلب

والدین و حسرتها و آرزوهای فرزندان

navidsh 0 37

داشتن حسرت و آرزو در زندگی خیلی مهمه. کسی که خواسته و آرزوی نرسیده نداشته باشه یا به تمام آرزوهاش رسیده باشه دیگه زندگی‌اش بی‌معنی می‌شه. منظور من فقط هدف گذاری نیست. قطعا هدفگذاری در کیفیت زندگی افراد تاثیر به سزایی داره. اما افراد زیادی هستن که شادن و خیلی عادی بدون هیچ هدف خاصی زندگی می‌کنن. به هرحال همۀ پسرها برنامه ندارن تا محرم هیکل‌شون رو بسازن. همۀ آدم‌ها هم عشقی ندارن که به خاطرش زنده باشن. اما همه‌مون ته دل‌مون یه چیزهایی رو…

ادامه مطلب

غُر غُر

navidsh 0 58

­توی این چند وقته واقعا گند زدم. بیشتر وقتم به بازی و لذت­های زودگذر و به دردنخور گذشت. کتاب کمتر خوندم، کمتر نوشتم، پستی منتشر نکردم و خیلی کم برنامه نویسی کردم. ساعت خوابم هم که به هم ریخته. حس می­کنم بازنده­ام. به اون عدۀ خیلی کمی که تا الان از این زمان بی­نهایت در قرنطینه استفادۀ درست کردن باختم. دلم می­خواست من جزئی از همون برنده­ها بودم. حتی خوندن بهترین کتاب (خرده عادت­ها از جیمز کلیر، نشر میلکان) در زمینۀ عادت­ها هم بهم کمکی…

ادامه مطلب

خیال پردازی و تمرکز

navidsh 0 64

خیال پردازی و کتاب‌های داستانی-فانتزی یادم نیست اولین باری که چیزی به جز برای مدرسه نوشتم کِی بود. اما خیال پردازی‌هایی که قبلا داشتم رو یادمه. دقیقا یادمه کلاس چهارم که بودم زیاد خیال پردازی می‌کردم. یکی از بهترین و جالب‌ترین روش‌های خیال پردازی من این بود که خودم رو توی یک داستان، فیلم یا بازی جا می‌دادم. مثلا توی جومونگ، توی GTA San Andreas، توی سریال خانوادۀ استیونز، توی داستان‌های فانتزی که می‌خوندم (سرزمین اشباح، نارنیا و …). یا حتی برای خودم یک زندگی…

ادامه مطلب

بازگشت من|شانس دوباره و چندباره

navidsh 0 74

باز هم اومدم. بعد از مدتها اومدم. میدونم که یک وبلاگ‌نویس (میدونم لیاقت این عنوان رو ندارم) تنبل و ننویس‌ ام. اما به هرحال حتی بعد از چند هفته نوشتن با دانستن اینکه ممکنه بازهم چندوقت ننویسم، بهتر از هیچیه. چیزی که من رو ترغیب کرد به نوشتن دوباره خوندن وبلاگ‌‌های دیگران بود. توی این چند روز کلی نوشتۀ خوب خوندم، با کلی وبلاگ‌نویس خوب آشنا شدم، چندتا وبلاگ خوب به فیدم اضافه کردم و کلی صفحه روی مرورگر بوکمارک کردم. راستش دلیل دیگه‌ای که…

ادامه مطلب

بازگشت ادمین|برنامۀ من برای هفتۀ آینده

navidsh 0 70

وای خدا. حدود یک ماه از آخرین پست گذشته. نمی‌خوام این تنبلی رو با آوردن بهانه توجیه کنم. دلیل اصلی (هفتاد درصد) تنبلی من و شاید نداشتن انگیزه برای نوشتن بود. و بقیه‌‌اش بهانه‌هایی مثل: چیزی برای گفتن ندارم و امتحانات ترم تموم بشه شروع می‌کنم و وقت ندارم (در حالی که حداقل به اندازه ۱۰-۱۵ تا پست کوتاه وقت داشتم) و … بود. تازه جالب اینه که امروز که دارم این پست رو می‌ذارم می‌دونم هفتۀ سختی در پیشه. توی این یک هفته مدرسه…

ادامه مطلب