برای بستن ESC را بزنید

زندگی

ارادۀ آزاد، سرنوشت، جبر و اختیار

navidsh 0 8

پیش نوشت فصل پنجم کتاب «اینها همه یعنی چه؟» به مبحث ارادۀ آزاد می‌پردازه. البته کل حرف‌هایی که من می‌زنم هم ربطی به مطالبی که در کتاب مزبور گفته شده نداره اما به هرحال چیزی که جرقۀ تفکر دربارۀ این موضوع رو در ذهن من روشن کرد همین بود. شاید بد نباشه قبل از خوندن این پست یا هر مطلب دیگه‌ای مربوط به این موضوع دیدگاه‌تون رو برای خودتون بنویسید. اون وقت اگه بعد از کمی مطالعه و بررسی نظرتون تغییر کرد می‌تونید مقایسه‌ش کنید….

ادامه مطلب

لذت اشتراک گذاری خیالپردازیها

navidsh 2 30

من الان دقیقا تا قسمت ۱۱ فصل سوم انیمه attack on titan رو دیدم. فقط می‌تونم بگم عالیه. اگه این قراره بهترین تجربه عمرم نباشه و من قراره حتی فیلم و سریال و انیمه‌های بهتری هم ببینم احتمالا یکی از افراد خوشبخت روی زمینم. گاهی حس می‌کنم واقعا مهم نیست که آینده چجوریه. واقعا مهم نیست که جهان پس از مرگی وجود داره یا نه. و مهم نیست من به آرزوها و اهدافم می‌رسم یا نه. همین دنیای گاه رنگارنگ و گاه خاکستری که توی…

ادامه مطلب

مشکلات زندگی و انتخاب شکل موفقیت و شکست

navidsh 0 34

The fuck is this bullshit? من زیاد از خودم این سوال رو میپرسم. البته همیشه this bullshit یک چیز ثابت نیست. گاهی اشاره به کل زندگیه، گاهی اشاره به محتویات قابلمه یا ظرف غذا، گاهی اشاره به محتوایی که توی موبایل یا کامپیوتر میبینم، گاهی اشاره به اتفاقات مسخره ست (مثل وقتی که قاشق آغشته به ماست از دستت میفته و حالا یه آشپزخونه آغشته به ماست داری) و هزاران موقعیت دیگه. در ضمن من با این که مهارت اسپیکینگ خفنی توی انگلیسی ندارم اما…

ادامه مطلب

انتخاب و تعدد گزینه‌ها

navidsh 0 49

«گاهی اوقات تعدد مسیرهای پیش‌رو، از نبودشان خطرناک‌تر است.» وقتی راهی نیست، یکی برای خودت می‌سازی. اما وقتی هزار راه وجود دارد، نه می‌توانی با اطمینان و رضایت یکی از مسیرها را انتخاب کنی و در پیش بگیری و نه توجه‌ات به ساخت مسیر خودت معطوف می‌شود. تعداد گزینه‌های موجود با آسانی تصمیم گیری و رضایت پس از انتخاب رابطۀ عکس دارد. هرچه گزینه‌های بیشتری داشته باشید انتخاب برای‌تان سخت‌تر می‌شود و احتمالا پس از مدتی (یک ثانیه یا یک عمر) از آن پشیمان می‌شوید…

ادامه مطلب

طراحی یک لوگوی ساده با ایلستریتور|مسیر احتمالی

navidsh 2 121

من چندروزیه دارم ایلستریتور کار می‌کنم. البته قبلا هم کمی کار کرده بودم. اما به هرحال بیشترش رو یادم رفته بود. برای شروعِ سریع، دورۀ تقریبا یک ساعتۀ آموزش ابزارهای اصلی و کاربردی ایلستریتور دیدم. و فعلا چیزهای ساده مثل بعضی از علائم راهنمایی رانندگی ساده‌تر، همین لوگویی که فعلا بالای سایته و یکی دوتا پروژۀ دیگه کشیدم. البته هنوز خیلی کارم ابتداییه و تقریبا هرکاری می‌کنم کپی از روی طرح‌های دیگرانه. به هرحال برای هرچیزی یک شروعی وجود داره دیگه. اینکه تصمیم دارم به…

ادامه مطلب

به دنبال راه مبارزه با اهمال کاری

navidsh 0 74

هربار که به خودم و اهمال‌کاری‌ام نگاه می‌کنم یک اصل برای من اثبات می‌شود. برای نوید نه برنامه‌ریزی جواب می‌دهد، نه ضرب العجل و هدف‌گذاری و نه چیز دیگر. شاید هم مشکل از نحوۀ برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری‌ها بوده است. نمی‌توانم با اطمینان بگویم. به هرصورت در حال حاضر حس می‌کنم بهترین روش برای من این است که در کار غرق شوم. منظور این است که، وقتی دارم با موبایل بازیگوشیِ بیهوده می‌کنم باید ناگهان همه چیز را ببندم و موبایل را خاموش کنم. وقتی غرق…

ادامه مطلب

کمال‌طلبی و رقابت‌جویی|کمال‌طلبی در تصمیم‌گیری

navidsh 0 68

خیلی وقت پیش پستی گذاشتم و در اون گفتم که حس کمال‌طلبی ندارم. اما الان فکر می‌کنم نمی‌شه با قطعیت کامل ویژگی‌های اخلاقی انسانی رو توصیف کرد. رقابت و کمال طلبی چی هستن؟ و چه فایده‌ای دارن؟ مقدار مثبت و منفی، خاموش و روشن، صفر و یک و … برای ماشین‌ها و چیزهای منطقیه. بنابراین شاید نشه با اطمینان کامل اعلام کرد که من در هیچ زمینه‌ای کمال‌طلبی ندارم. نمی‌شه گفت من اصلا به برنده شدن میلی ندارم و اهل رقابت نیستم. احساسات و مسائل…

ادامه مطلب

موتور پیشرانه یا انگیزه

navidsh 0 68

همه مون موتور پیشرانه داریم. موتور پیشرانۀ اصلی و غریزی ما که از لحظۀ به دنیا اومدن همراهی‌مون می‌کنه، میل به بقاست. عوامل دیگه‌ای هم که باعث می‌شن در زندگی به جلو حرکت کنیم تقریبا زیرمجموعۀ میل به زنده موندن قرار می‌گیرن. میلیون‌ها مرد و زن فقط برای تأمین زندگی خانواده‌شون هرروز به سرکار می‌رن و با میلیون‌ها نفر دیگه سر و کله می‌زنن. این هم همون غریزۀ مراقبت از خانواده‌ست که احتمالا چندین قرنه که در ما وجود داره. موتور پیشرانۀ من هم گاهی…

ادامه مطلب

راحتی اولِ یادگیری|پیدا کردن چرایی

navidsh 0 98

زیر یکی از پست‌های ویرگولم برای اولین بار یه کامنت منفی گرفتم. اما دلم نمی‌خواد جواب بدم، یا از نوشتۀ داغونم دفاع کنم یا به طرف حمله کنم. کاری به درست و غلط بودن نقدش ندارم. اما خودم حالم از نوشته‌هایی که توی ویرگول نوشتم به هم می‌خوره. خیلی احمقانه‌ بودن. و مطمئنم هیچ چیز مفیدی به فضای وب فارسی اضافه نکردم. نه که الان دارم اینکار رو می‌کنم. اما به هرحال مطمئنا اولین و دومین و سومین نوشته‌ای که منتشر کردم مزخرف‌تر از نوشته‌های…

ادامه مطلب